ازهیاهوی واژه ها خسته ام من سکوتم را ازاوراق سپید اموخته ام ایاسکوت روشن ترین واژه ها نیست؟همیشه در خلوت مرگ رامجسم دیده ام ایا مرگ خونسردترین واژه ها نیست؟تا چشم گشودم ازچشم زندگی افتادم شبی شاید امشب زیرنوریک واژه خواهم نشست نام خونسردمعشوقه ام رابرحواس پنچگانه ام خال کوفت وهم زمان پایین اخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت پایان

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:58 توسط mari
|
خدایا برای همسایه ای که نان مرا ربود نان،برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی،برای آن که روح مرا آزرد بخشایش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم.